سيد علي اكبر قرشي
254
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
خلخال ، النگو ، گردنبند و گوشواره او را مى گرفت و او فقط با ناله و گفتن : به من رحم كن دفاع مى كرد . اگر كسى از اين درد بميرد بسزاست . آنگاه فرمود : « يا اشباه الرجال و لا رجال ، حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال لوددت انّى لم اركم و لم اعرفكم » اى شما كه شبيه مردانيد نه مردان ، و خيالهاى طفاليد . و عقول عروسهاى حجلههائيد ، ايكاش شما را نديده و نشناخته بودم « ربّة البيت » زن خانهدار . حجم : حجم و احجام : كنار كشيدن و نگه داشتن خود از چيزى و از كارى به علت هيبت و ترس . در نهايه آمده : « احجم القوم : نكصوا » اين ماده در قرآن مجيد نيامده و در « نهج » فقط دو مورد از آن آمده است اوّلى در نامهاى به معاويه نوشته . « و كان رسول الله ص ازا احمرّ البأس و احجم الناس قدّم اهل بيته فوقى بهم اصحابه حرّ السيوف » نامهء 9 ، 369 آنگاه كه جنگ سرخ مى شد ( شدت مى يافت ) و مردم از جلو رفتن مى ايستادند ، رسول خدا ص اهل بيت خويش را جلو مى انداخت و با آنها اصحاب خويش را از آتش شمشيرها نگاه مى داشت . دومى در نامهء 38 ، 411 كه به اهل مصر در رابطه با مالك اشتر مى نويسد : « اما بعد فقد بعثت اليكم عبدا من عباد الله . . . فانه لا يقدم و لا يحجم و لا يؤخّر و لا يقدّم الّا عن امرى و قد آثرتكم به على نفسى . . . » بندهاى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم . . . او بكارى اقدام نمى كند ، و از كارى كنار نمى كشد و تأخير و تقديم نميكند مگر با امر من ، شما را در فرستادن او بر نفس خود مقدّم داشتم . حجو : حجا ( بر وزن رضا ) : عقل و زيركى « احجى » يعنى عقلائى تر . از اين ماده كه در قرآن مجيد يافته نيست دو مورد در « نهج » آمده است يكى در خطبهء شقشقيهّ 3 ، 48 كه مى فرمايد آنگاه كه ابو بكر حق مرا تصاحب كرد ، فكر كردم كه با دست خالى حمله كنم يا بر آن ظلمت انحراف صبر نمايم : « فرأيت انّ الصبر على هاتا احجى فصبرت و فى العين قذى و فى الحلق شجى » . ديدم صبر بر اين حالت معقولتر است ، صبر كردم مانند كسى كه در گلويش